درباره جامعه

جامعه ی انسانی و تمامی سازمانهای اجتماعی با بحران روبرو هستند! بحرانها ابعاد گوناگون و دلایل گوناگون دارند. یکی از مهمترین این دلایل عدم توزیع عادلانه و دموکراتیک قدرت سیاسی و اقتصادی در دنیا است! اگر بگویم که تاروپود ساختارهای دموکراتیک غرب نخ نما و ضعیف شده اند، اغراق نکرده ام. اعتماد مردم به ساختارهای سیاسی بسیار کاهش داشته و احزاب کلاسیک، لیبرال و دموکراتیک آنقدر تضعیف شده اند که در پاره ائی از کشورهای غربی جریانهای دست راستی و حتی فاشیستی قدرت گرفته اند. شرایط بی ثباتی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی یک وضعیت غالب است و استثنا نیست.
حقوق بشر که در ارتباط ارگانیک با پروسه های دموکراتیک و موسسه های دموکراتیک دارد نیز از این وضعیت آسیب دیده است. میلیونها پناهنده در ابتدائی ترین شرایط زندگی میکنند. حق پناهندگی که یک حقوق بشری است زیر سئوال است. اروپا دیوار بلندی دور خود کشیده و سایر کشورها امکان کمک کافی به پناهجویان را ندارند. فقر و بیکاری در کشورهای غیر اروپائی بیداد می کند. استثناهائی نیز وجود دارد. خود غرب نیز با مشکل بیکاری دست در گریبان است.
سیستم مردسالاری هنوز بر دنیا حاکم است و جنبش دادخواهی زنان که بر علیه سکسیم، تجاوز و آزارهای جنسی به یک حرکت بزرگ جهانی تبدیل شده است نشان بسیار مهمی از تاثیرات مخرب این سیستم است.
تعداد اعدامها افزایش داشته و افراد زیادی بعنوان زندانی سیاسی در سیاهچالهای رژیمهای اقتدار گرا چون ایران، سوریه، مصر، ونزوئلا، پاکستان، چین، ازبکستان و ...زندانی هستند. اگرچه شکنجه بصورت رسمی در تمامی دنیا ممنوع اعلام شده ولی در خیلی از کشورها هنوز بعنوان مجازات استفاده می شود.
محیط زیست توسط شرکتهای بزرگ و نیز مردم فقیر تخریب می شود. بخشی از آلودگیها به عناصر طبیعی بستگی دارد ولی عامل اساسی انسان است. مذاکرات و قرارداد 2016 پاریس، فرسنگها از عملی شدن دور است! سیستم سیاسی حاکم بر روابط بین الملل نیز از یک سیستم نرماتیو و مثبت فاصله دارد. شورای امنیت در دست قدرتهای بزرگ و کشورهائی که حق وتو دارند بازیچه بوده و حرکتهای مثبت آن اثرات بسیار کمی در روند مثبت حوادث دارد. در شورای حقوق بشر سازمان ملل کشورهائی چون عربستان قدرت زیادی داشته و تاثیر زیادی نیز بر تغییر شرایط به نفع بهبود حقوق بشر ندارد.
در مقابل سازمانهای فرهنگی، مدنی و بخصوص حقوق بشری برای تغییر در شرایط موجود مبارزه می کنند. سازمان عفو بین الملل، دیده بان حقوق بشر، مدافعان حقوق بشر، صلیب سرخ و ...سازمانهای مشابه با کمک افراد و شخصیتهای دموکراتیک به یک مبارزه ی نابرابر در مقابل عناصر ضد جامعه و انسان ایستاده اند.
متاسفانه سازمانهای مستقل حقوق بشری در مقایسه با سازمانهای بزرگ و کشورهای بزرگ قدرت زیادی ندارند. این نهادها قدرت خود را از مردم دارند و متاسفانه اعتماد مردم به نهادهای سیاسی و کلاسیک بسیار کاهش داشته است.
اکثر مردم می دانند که یک اتحاد نامقدس بین سیاستمداران رئالیست و قدرت طلب و شرکتهای بزرگ وجود دارد که برای پیش بردن اهداف مشترک خود (شاید بدون اینکه خود بخواهند/بدانند) بشریت را به ورطه ی ویرانی پیش می برند.
برای تغییر این شرایط یک راه حل بیشتر وجود ندارد. عمل مشترک! بالا بردن آگاهی و دانش مردم از طریق بررسی و آنالیز شرایط موجود، دلایل پیش آمدن چنین وضعیت بحرانی، بررسی موسسات قدرت و راهکارهائی که این نهادها برای استثمار مردم بکار می برند، دلایل ضعف موسسات دموکراتیک از آن میان خواهد بود.
از طرف دیگر مردم می بایست این اطلاعات را مطالعه، جمعآوری و از آنها ابزار و دانشی بسازند قابل استفاده. سپس با استفاده از این دانش بدست آمده و مشارکت در کارهای اجتماعی و تشکیل موسسات پرقدرت دموکراتیک، مدنی و فرهنگی بتوانند مهر خود را به حرکتهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی موجود بزنند. اختلافهای موجود تنها از راه نافرمانی مدنی، مذاکره و دیالوگ قابل حل هست. جنگ و استفاده از خشونت ابزارهاائی است در دست مخالفین مردم. صلح، دیالوگ، تدوین قوانین انسانی و تلاش برای اجرای این قوانین تنها راه حل بحرانهای موجود است.
ما سعی خواهیم کرد با نوشته ها و پژوهشهای خود قدم کوچکی در این راه بزرگ و سخت برداریم.

قلم ما سلاح ما خواهد بود!
 

 تماس با سایت جامعه!
هیئت تحریریه ی "جامعه" به انتقادات و پیشنهادات کاربران سایت به دیده منت می نگرد! ما به همکاری شما نیازمند هستیم. انتقادات، پیشنهادات و مقاله های خود را به یکی از ایمیل های زیر بفرستید و مطمئن باشید که به آنها جواب داده خواهد شد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید