درباره این بخش: آزادی بیان، اندیشه، احزاب و اجتماعات یکی ازدلایل مهم تکامل کشورهای موسوم به لیبرال دموکراسی در جهان امروز است. تحمل و بردباری در مقابل نظریات مخالف، که در روند تکامل خود بایست به احترام به عقاید دگراندیشان فرا روید؛ زیربنای دموکراسی های امروز را بنا نهاده اند. بی تردید این نوع نگرش بایست در قوانین اساسی و مدنی متبلور شده و در عمل نیز پیاده شود. ما بر این باور نیستیم که آزادی اندیشه و اجتماعات به تنهائی می تواند به ایجاد یک جامعه دموکراتیک ، مرفه و امن فراروید اما بی تردید رکن اساسی تکامل جوامع و افراد خواهد بود. ما امیدواریم که بتوانیم به این تعریف وفادار بمانیم و منعکس کننده ی نظریات گوناگونی که خواهان ایجاد یک کشور آزاد، دموکراتیک (به معنی عمیق کلمه) هستند را فراهم کنیم. در این قسمت نظریات فلسفی، سیاسی و فرهنگی که به بررسی مسایل کلان جامعه می پردازند بازتاب داده خواهد شد. طبق روال کار نشریات مستقل هر نویسنده ائی مسئول افکار ارایه شده خود خواهد بود.


 

بحرانهای هویت و هویت بحرانها

علم روابط بين الملل نقطه های کور و چشم اندازها

    Crises of Identity and Identity of crises     بحرانهای هویت و هویت بحرانها (2)

   Araz M. Fanni (پژوهش: آراز فنی (یوته بوری؛ سوئد

نظری ساخت شکنانه به تئوری های تعدادی ازنظریه پردازان گفتمان هویت قومی
 در بخش اول این مقاله اشاره ای داشتم به گنگ و کشدار بودن تعاریف علوم گوناگون اجتماعی از گفتمان قومیت و ملیت. هریک از پرنسیب های علوم اجتماعی قوم را از زاویه ی تقسیمات حوزه ی کاری و تخصصی خود توضیح می دهد. ولی سه رشته ی علوم اجتماعی یعنی مردم شناسی، قوم شناسی و جامعه شناسی بطور مستقیم هم در شکل تئوریک و هم در زمینه ی عملی (یعنی پژوهشهای موردی) مرجع و مورد استناد سایر پژوهشگران علوم اجتماعی هستند. ونا گفته پیداست که متفکران فوق در ساختن هویت قومی نقش بسیار مهمی دارند. پاره ای از متفکرین شناخت شناسی و جامعه شناسی علمی  جدید معتقد هستند که علوم و پراکتیکهای علمی در زندگی روزمره ی مردم همزمان ساخته می شوند.

همانطور که میدانید موضوع جامعه شناسی (ماکرو) بررسی روابط عمومی اقوام، فرم های زندگی فرهنگی گروه های  گوناگون انسانی هست و مردم شناسی از طرف دیگربه بررسی روابط انسانی در سطح کوچک (میکرو) می پردازد. با این توضیح که انسانهای مورد مطالعه عمومن از تمدن و تکنیک ساده ای در زندگی اجتماعی بهره ور هستند. اریک ولف در یکی از مهمترین آثار مردم /جامعه شناسی قرن پیش با انتقاد از مردم شناسانی که ازاین انسانها با عنوان "انسانهای ابتدائی" و یا " مردم و قوم های بدون تاریخ یاد می کند به تشریح روابط انسانی که در میا نکنش اجتماعی ساخته می شود می پردازد .

ادامه مطلب...

راه های تکامل حقوق بشر در ادبیات و گذر تاریخ (پاره ی بیست و یک)

De mänskliga rättigheternas väg, genom historien och litteraturen
نویسنده: پرفسور اوه برینگ
اقتباس و تالیف: آراز م. فنی
18-01-09

خلاصه ی فصل پیشین!
در مقاله ی قبلی به توضیح مختصر انقلاب فرانسه، تاثیرات آن در اروپا و مفاد اعلامیه ی حقوق بشر که یکی از دستآوردهای تئوریک و مهم عصر روشنگری بود پرداختم. توضیحاتی در رابطه با استقلال آمریکا و تاثیر آن روی انقلاب فرانسه نیز داده شد. نوشتم که انقلاب به دلایلی که توضیح دادم و شوربختانه نتوانست به آرمانهای خود وفادار بماند و در خیلی از عرصه ها – حداقل – در یک مقطع کوتاه تاریخی به ضد خودش عمل کرد. سرهای انقلابیون و مردم عادی زیر گیوتین رفت و آزادیخواهان یا زندانی شدند و یا به بی عملی مبتلا شدند. ولی انقلاب دستآوردهای زیادی داشت و یکی از دستآوردهای مهم آن منع شکنجه بود که دستآورد بسیار مهم سیاسی و حقوقی بود. گرچه پروسه ی منع تدریجی آن سالها پیش شروع شده بود. در این مقاله به آنالیز موضوع مهم دیگری خواهم پرداخت: پروسه ی مبارزه با برده داری و لغو برده داری.

ادامه مطلب...

کسری اتحادیه های مستقل کارگری و تاثیر آن در عدم تحقق حقوق و مزایای کارگری و سایر مشکلات اجتماعی


گشایش:
 باید اعتراف کنم که کارشناس مسایل کارگری و روابط کارگری نیستم، گرچه به عنوان جستجوگر و کنشگر حقوق بشر اخبار کارگری را از نزدیک دنبال می کنم. لذا در این مقاله من به آنالیز مسایل کارگری، مطالبات دقیق آنها، اعتصابهای گوناگون و روابط کارگران با کارفرمایان (سرمایه داران و کارخانه داران، دولت و نیروهای امنیتی که بخش جدی کارفرماها را تشکیل می دهند) نخواهم پرداخت. از آنجائی که سالها ساختارهای بین المللی قدرت را مطالعه کرده و در رابطه با اقتصاد سیاسی بین المللی، دموکراسی و حقوق بشر مطلب نوشته ام آنچه که اینجا سعی خواهم کرد – آنهم بصورت کوتاه ولی مفید –  انجام دهم این است که سناریو و تصویر نمایش گونه ائی از زندگی اجتماعی/سیاسی در ایران - آنگونه که من می بینم – را در چند صحنه ی تئاترگونه توضیح دهم. طبیعی است که این مقاله بیطرف نیست و بصورت نرماتیو و آرمانگرایانه نوشته می شود.

ادامه مطلب...

راه های تکامل حقوق بشر در ادبیات و گذر تاریخ (پاره ی بیستم)

De mänskliga rättigheternas väg, genom historien och litteraturen
Av: Professor Ove Bring
نویسنده: پروفسور اوه برینگ
اقتباس و تالیف: آراز م. فنی
17-12-07
خلاصه ی فصل پیشین
در مقاله ی پیشین به بررسی مختصرعلل انقلاب فرانسه، روابط بین الملل، رابطه فرانسه با آمریکا، شکست انقلاب و نیز نقطه نظرهای حقوق بشری به انقلاب فرانسه و نتایج آن پرداختم. نوشتم که هیچ انقلابی تا کنون موفق به نهادی کردن دموکراسی و حقوق بشر در جوامع خود نشده است. تغییر و تحولات انقلابی به ضد خود تبدیل شده و برخلاف اینکه گفته شده است که " قدری خونریزی می تواند درخت انقلاب را بارور کند " (توماس جفرسون) اما به باور من کشتار و خونریزی توانست نهال های انقلاب را خشک کند! بهر صورت در کشور 25 میلیونی فرانسه زمان انقلاب، حدود یک درصد بسیار کوچک؛ با در اختیار داشتن نیمی از مساحت خاک فرانسه، تمام قصرها و بناهای مجلل، از قدرت و مزایای فراوانی برخوردار بودند و اکثریت مردم که متشکل بودند از کارگران، کشاورزان و دهقانان، پیشه وران و کشیشان فقیر که تحت استثمار طبقه اشراف قرار داشتند.

ادامه مطلب...