درباره این بخش: روابط بین الملل در طول 40 سال اخیر در عمل و در تئوری تغییرات بسیار عمیق و گسترده ایی را پشت سر گذاشته است. جهان از یک سیستم دو قطبی، که در یک قطب آن بلوک شرق و کشورهای سوسیالیستی قرار داشتند و در قطب دیگر کشورهای سرمایه داری موسوم به دنیای آزاد، به یک نظام خاص دیگری تبدیل گشت که هارت و نگری از آن بعنوان امپراطوری یاد کردند. عبور به دوران (امپراطوری) در حالی روی داد که سیستمهای مستقل سیاسی جوامع مدرن، که با ایجاد دولت های ملی در اروپای غربی شروع شده بود در حال افول بود/است. بر خلاف سامان امپریالیستی، مدل امپراطوری احتیاجی به اشغال سرزمین های جدید، ایجاد مراکز قدرت به نام کشور که به مرزهای جغرافیائی مشخص بسته باشد، نیست.امپراطوری جهانی جدید یک سامان سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است که سیستم سیاسی و جغرافیائی غیر متمرکز آن قدم به قدم همه ی حوزه های اجتماعی را در درون مرزهای باز و گسترده ی خود جذب می کند. این امپراطوری هویت های پیوندی، ساختارهای منعطف و واحد های کثیر اجتماعی را در سامانی که قابلیت گرفتن فرم های جدید در سیستم های شبکه ای تصمیم گیری می توان توضیح داد، دارد. علیرغم تضادهای درونی تا کنون موفق به اداره ی آن شده است. رنگهای گوناگون ملی (بخوان فرهنگهای گوناگون ملی) موجود در نقشه های امپریالیستی سابق؛ در رنگین کمان سامان امپراطوری جدید در هم ادغام شده است.پژوهشگران دیگری هستند که پیش بینی می کردند/ می کنند که فراروئی از نظام دوقطبی به نظام یک قطبی و یا امپراطوری غیر متمرکز میسر نیست بلکه ما شاهد شکل گرفتن چند قطب مهم در عرصه های گوناگون اجتماعی و سیاسی خواهیم بود. مدل این قطببندیهای جدید اتحادیه ی اروپا خواهد بود.صد البته هستند کسانی که معتقد هستند که سیاست بین الملی با یک سیستم مشخص اداره می شود. هدایت آن هرمی است و در راس هرم ایالات متحده قرار دارد. پژوهشگران دیگری هستند که از تسلط سیستم آنارشی قدرت صحبت می کنند. این به معنی این است که سیستم هرمی نیست و مرکزیتی نیز برای اداره ی جهان وجود ندارد. هر کشوری مستقل است و سیاستهای مستقلی را دنبال می کند.
درک این که سیستم/سیستمهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جهان چگونه عمل می کنند برای همه بخصوص برای دانشجویان روابط بین الملل و علوم اجتماعی و همچنین کنشگران مدنی/حقوق بشر ضروری است. بدون آگاهی از روابط بین الملل و قدرتهای موجود، حرکتهای ما عکس العملی خواهد بود و می شود گفت که چون کورها و یا کسانی عمل خواهیم کرد که فاقد چشم انداز کنشی هستند. من امیدوارم که همکاران ما در این نشریه و سایر کنشگران و پژوهشگران که امکان همکاری در این عرصه ها را دارند بتوانیم به بررسی و در عین حال ارایه ی تحلیلهای مشخص از ساختار قدرت در جهان و سایر موسسات کشوری را داشته باشیم.
طبیعی است که نویسندگان و پژوهشگران مسئول نوشته های خود هستند و جوابگوی سئوالات احتمالی که به نوشته های آنها پیش خواهد آمد. لوگوی ما آزادی و مسئولیت خواهد بود. ما به وجود و حضور سه پروسه ی تاریخی و حرکت اجتماعی که هر کدام نماینده ی سه موسسه ی اجتماعی ملی، منطقه ای و جهانی هستند باور داریم. موسسه ی اول به پدیده ی دولت و تکامل روابط دولت در عرصه های جهانی را در بر می گیرد. آنچه که در این ورودی بارز هست و می توان روی آن تاکید کرد نقش دولت های قوی و پیمان های منطقه ای در تغییر و تحولات بین المللی خواهد بود. در حوزه ی دوم به رشد، توسعه و قدرت سازمانهای اقتصادی و نقش تجارت در روابط بین الملل مورد توجه خواهد بود. هدف این است که به صورت خرد و یا کلان ظرفیت شرکت های فراملیتی، تاثیر آنها در تصامیم سیاسی و همچنین نقش اقتصاد روی افراد و جامعه ی مدنی مورد توجه قرار گیرد. بررسی تئوریهایی که به میانکنش تکامل و حرکت این موسسه می پردازند سختیهای خود را دارد ولی محتوای دیگری به مطالعات ما خواهد داد! حوزه مطالعاتی بعدی به آنالیز و نقش نهادهای اجتماعی و موسسات مردمی/مدنی ، اشکال گوناگون مقاومت و مبارزه ی این نهادها، تغییر ساختارهای درونی آنها و همکاری و یا مقابله آنها با سیاستهای غیر دموکراتیک دولتها و شرکتها را مد نظر خواهد داشت. بررسی نظریات و تئوری های مطرح شده در این عرصه ها نیز به طریق اولی مورد مطالعه خواهد بود.


 

راه های تکامل حقوق بشر در ادبیات و گذر تاریخ (پاره ی بیست و پنجم)

 


 


راه های تکامل حقوق بشر در ادبیات و گذر تاریخ (پاره ی بیست و پنجم)
De mänskliga rättigheternas väg, genom historien och litteraturen
نویسنده: پرفسور اوه برینگ
اقتباس و تالیف: آراز م. فنی
2018-09-01

کلنیالیسم و سیاستهای حقوق بشری یک بام و دو هوای غرب (3)
در دو نوشته ی پیشین به بررسی یک پریود مهم از تاریخ تکامل روابط بین الملل و حقوق بین الملل در اروپا و جهان؛ بین سالهای 1915-1815 که در آن ارزشهای اروپائی بعنوان سنگ بنای روابط بین الملل بین کشورهای اروپا ئی از یکطرف واروپا با سایر مناطق دنیا از طرف دیگر، با زور اسلحه و یا با پذیرش و رضایت مناطق دیگر به این فرهنگها و مردم دنیا تحمیل و تثبیت شد، پرداختم. این دوره بغیر از اینکه به استحکام سیادت دولتهای ملی اروپا انجامید، به تحکیم روابط عمیق استعماری در دنیا منجر شد که هنوز هم ادامه دارد؛ البته با اشکال جدید.

 در نتیجه ی این برتری نظامی و سیاسی یونیورسالیسم (نظریه ی حقوق عمومی و طبیعی منتج از آئینهای مسیحیت و تفکر عقلگرایانه ی غربی) بعنوان محور تئوریک و نرم غالب زندگی به سایر تمدنها و فرهنگها تحمیل شد. در دو نوشته ی پیشین همچنین به سیاستهای استعماری روسیه، انگلیس، فرانسه و بلژیک در پاره ائی از مناطق اشغالی و استعمار شده اشاره داشتم. در این فصل که قسمت نهائی در این قسمت است به برخورد و سیاستهای کشورهای جنوب اروپا و اروپای غربی با سایر تمدنها و فرهنگها می پردازم. در بررسی خود، اشغال قاره ی آمریکا توسط اسپانیا و پرتغال، که به حضور همه جانبه و استعماری انگلیس، فرانسه و هلند در این قاره منجر گشت، مقاله را ادامه می دهم. این مقاله عقب گردی است به شروع دوران استعمار!

کریستوف کلمب، اشغال آمریکا و کشتار سه چهارم جمعیت بومی آمریکا!
شاید بهتر بود که این سه مقاله با بررسی اشغال آمریکای جنوبی توسط اسپانیا و پرتقال که آغاز پروسه ی غیر انسانی و وحشتناک دوران استعمار/اشغال سایر نقاط دنیا توسط اروپائی ها بود شروع می شد؛ ولی از آنجائیکه بنیانهای حقوقی نهاده شده در این دوره همراه با سیاستهای اقتصادی و اجتماعی نهادینه شده، در اشغال قاره ی آمریکا، آغازی بود به یکی از سیاهترین دوره های تاریخی دنیای غیر غرب، بررسی این دوره و منطقه را به این بخش منتقل کردم!

ادامه مطلب...

راه را برای عدالت باز کنید!

 

فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر به همراه سازمان‌های همکار خود، ترایال اینترنشنال، مرکز اروپایی حقوق اساسی و حقوق بشر، ریدِرِس، و بنیاد بین‌المللی بالتازار گارزون، در گزارش سالانه‌ی «راه را برای عدالت باز کنید، شماره ۴» شتاب حرکت بین‌المللی به سوی پاسخگوسازی را در ۵۸ پرونده مربوط به ۱۲۶ متهم نشان می‌‌دهند.

 126 تن پاسخگوی جنایت‌های فاحش

صلاحیت قضایی جهانی به قوت خود باقی خواهد ماند. مبارزه با معافیت از مجازات به ندرت از چنین شتابی برخوردار بوده است.

ادامه مطلب...

بحران های هویت و هویت بحرانها، قومیت در مقابل ناسیونالیسم

عصر بحرانها
بحران های هویت و هویت بحرانها، قومیت در مقابل ناسیونالیسم

آراز. م. فنی

در مقابل این سئوال که هویت قومی بر کدامین ملاکها و شاخص ها استوارمی باشد، جوابهای گوناگون می شود داد که مبتنی است به پایگاه/خاستگاه اجتماعی پژوهشگران و اینکه انگیزه ی بررسی کدام بوده و احتمالن،  کدام مرجع آن سفارش داده است. باید تاکید کرد که یکی از دلایل پیچیده گی و گنگ بودن درک مفهوم قومیت تداخل این مفهوم با گفتمان هائی چون مذهب، طبقه، نژاد، زبان و و رابطه ی آن با منطقه ی جغرافیائی هست.

چهارشنبه  ٨ اسفند ۱٣٨۶ -  ۲۷ فوريه ۲۰۰٨

"عبور به دوران (امپراطوری) در حالی اتفاق می افتد که سیستم مستقل سیاسی جوامع مدرن، که با ایجاد دولت های ملی در منطقه ی اروپا شروع شده بود در حال افول است. بر خلاف سامان امپریالیستی، مدل امپراطوری احتیاجی به اشغال سرزمین های جدید، ایجاد مراکز قدرت به نام کشور که استوار بود به مرزهای جغرافیائی مشخص که به نوبه ی خود با کشیدن مرزهای سیاسی مشخص و دیوار های بلند همراه است، ندارد. امپراطوری جدید یک سامان سیاسی اقتصادی و فرهنگی است که سیستم سیاسی و جغرافیائی غیر متمرکز آن قدم به قدم همه ی حوزه های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را در درون مرزهای باز و گسترده ی خود جذب می کند. این امپراطوری هویت های پیوندی، ساختار های منعطف و واحد های کثیر اجتماعی را توسط سامانی که قابلیت گرفتن فرم های جدید در سیستم های شبکه ای و زنجیره های مختلف تصمیم گیری را دارد، به راحتی اداره می کند. رنگهای گوناگون ملی (بخوان فرهنگهای گوناگون ملی، مترجم) موجود در نقشه های امپریالیستی سابق؛ در رنگین کمان سامان امپراطوری جدید در هم ادغام شده است"

ادامه مطلب...